اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Recovery n.

بهبودی

تعریف

The act of recovering, regaining, or retaking possession.

معنی فارسی

عمل بازیابی ، بازیابی یا بازپرداخت مالکیت.

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

After her surgery, her recovery went smoothly.

بعد از جراحی‌اش، روند بازیابی او به خوبی پیش رفت.

توضیح

This sentence illustrates a common context in which 'recovery' is used, referring to health.

دستور زبان

'Recovery' is a noun and can be used in various health-related contexts.

توضیح

این جمله زمینه‌ی معمولی را نشان می‌دهد که 'بازیابی' در آن استفاده می‌شود و به سلامت اشاره دارد.

دستور زبان

'بازیابی' اسم است و می‌تواند در زمینه‌های مختلف مرتبط با سلامت استفاده شود.

2Literature & Fiction · medium

In the story, the protagonist's recovery from loss is a central theme.

در داستان، بازیابی قهرمان از دست دادن، موضوع اصلی است.

توضیح

Here, 'recovery' refers to emotional or psychological healing in literature.

دستور زبان

Nouns like 'recovery' can express both physical and emotional concepts.

توضیح

در اینجا، 'بازیابی' به بهبودی عاطفی یا روانی در ادبیات اشاره دارد.

دستور زبان

اسم‌هایی مانند 'بازیابی' می‌توانند مفاهیم جسمی و عاطفی را بیان کنند.

3Sentence Construction · advanced

The recovery of the stolen artwork took years.

بازیابی آثار هنری دزدیده شده سال‌ها طول کشید.

توضیح

This sentence uses 'recovery' in a context of retrieving something lost or stolen.

دستور زبان

'Recovery' can also refer to retrieving physical possessions.

توضیح

این جمله از 'بازیابی' در زمینه بازپس‌گیری چیزی گمشده یا دزدیده‌شده استفاده می‌کند.

دستور زبان

'بازیابی' همچنین می‌تواند به بازپس‌گیری possessions جسمی اشاره کند.

جستجوی واژه