1Daily Usage · easy
The recovery of the stolen car was a relief.
به دست آوردن ماشین دزدیده شده یک آرامش بود.
Forklaring
This sentence shows the word 'recovery' in a common context related to regaining something lost.
Grammatikk
Recovery is a noun that refers to the act of getting something back.
توضیح
این جمله کلمه 'به دست آوردن' را در زمینهای رایج نشان میدهد که به بازپس گرفتن چیزی گمشده مربوط میشود.
دستور زبان
به دست آوردن یک اسم است که به عمل بازپسگیری چیزی اشاره دارد.
2Literature & Fiction · medium
In her novel, the theme of recovery from loss is central.
در رمان او، موضوع به دست آوردن از دست دادن مرکزی است.
Forklaring
Here, 'recovery' is used to discuss emotional healing after a loss.
Grammatikk
The noun 'recovery' can also refer to a process, not just a specific event.
توضیح
در اینجا، 'به دست آوردن' برای بحث درباره بهبودی احساسی پس از یک فقدان استفاده شده است.
دستور زبان
اسم 'به دست آوردن' میتواند به یک فرایند اشاره کند، نه فقط یک رویداد خاص.
3Sentence Construction · advanced
The court ruled in favor of recovery for the plaintiff.
دادگاه به نفع به دست آوردن برای شاکی حکم داد.
Forklaring
This sentence illustrates how 'recovery' can be part of legal discussions.
Grammatikk
In legal contexts, 'recovery' is often related to obtaining rights or damages.
توضیح
این جمله نحوه استفاده از 'به دست آوردن' را در مباحث حقوقی نشان میدهد.
دستور زبان
در زمینههای حقوقی، 'به دست آوردن' معمولاً به به دست آوردن حقوق یا خسارات مربوط است.