1Daily Usage · easy
After a brief recovery, the rower readied for the next stroke.
پس از یک بازیابی کوتاه، قایقران خود را برای حرکت بعدی آماده کرد.
توضیح
Here, 'recovery' means getting back to the right position to row again.
دستور زبان
Used as a noun, it often describes a physical action.
توضیح
در اینجا، 'بازیابی' یعنی به موقعیت مناسب برای قایقرانی دوباره برگردید.
دستور زبان
به عنوان یک اسم استفاده میشود و اغلب عمل فیزیکی را توصیف میکند.
2Literature & Fiction · medium
The character experienced a profound recovery after his struggles.
شخصیت پس از مبارزاتش بهبودی عمیقی را تجربه کرد.
توضیح
In literature, 'recovery' can refer to emotional or mental healing.
دستور زبان
Typically signifies a process over time.
توضیح
در ادبیات، 'بازیابی' میتواند به بهبودی عاطفی یا ذهنی اشاره کند.
دستور زبان
معمولاً فرایندی را در طول زمان نشان میدهد.
3Sentence Construction · advanced
Her recovery was not just physical; it involved mental strength too.
بازیابی او تنها جسمی نبود؛ بلکه شامل قدرت ذهنی نیز میشد.
توضیح
'Recovery' can be complex, involving various aspects of well-being.
دستور زبان
Focus on how 'recovery' can be used in different contexts.
توضیح
'بازیابی' میتواند پیچیده باشد و جنبههای مختلفی از رفاه را شامل شود.
دستور زبان
تمرکز بر این که چگونه 'بازیابی' میتواند در زمینههای مختلف استفاده شود.