اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Remote superl.

دور

تعریف

Removed to a distance; not near; far away; distant; -- said in respect to time or to place; as, remote ages; remote lands.

معنی فارسی

به مسافتی برداشته شد.

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

She lives in a remote village.

او در یک روستای دورافتاده زندگی می‌کند.

توضیح

This means that the village is far away from other places.

دستور زبان

Used as an adjective to describe distance.

توضیح

این به این معنی است که آن روستا از مکان‌های دیگر دور است.

دستور زبان

به عنوان صفت برای توصیف فاصله استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

In remote ages, people relied on nature for survival.

در دوران‌های دور، مردم برای بقا به طبیعت وابسته بودند.

توضیح

Here, 'remote' refers to a time long ago.

دستور زبان

Can describe both time and place.

توضیح

این‌جا 'دور' به زمانی بسیار قدیمی اشاره دارد.

دستور زبان

می‌تواند زمان و مکان را توصیف کند.

3Sentence Construction · medium

The scientist conducted research in remote lands.

دانشمند در سرزمین‌های دورافتاده تحقیقات انجام داد.

توضیح

This means the research was done in faraway places.

دستور زبان

Often precedes a noun to modify it.

توضیح

این به این معنی است که تحقیقات در مکان‌های دورافتاده انجام شده است.

دستور زبان

اغلب قبل از اسم می‌آید تا آن را وصف کند.

جستجوی واژه