1Daily Usage · easy
She lives in a remote village.
او در یک روستای دورافتاده زندگی میکند.
Forklaring
This means that the village is far away from other places.
Grammatikk
Used as an adjective to describe distance.
توضیح
این به این معنی است که آن روستا از مکانهای دیگر دور است.
دستور زبان
به عنوان صفت برای توصیف فاصله استفاده میشود.
2Literature & Fiction · medium
In remote ages, people relied on nature for survival.
در دورانهای دور، مردم برای بقا به طبیعت وابسته بودند.
Forklaring
Here, 'remote' refers to a time long ago.
Grammatikk
Can describe both time and place.
توضیح
اینجا 'دور' به زمانی بسیار قدیمی اشاره دارد.
دستور زبان
میتواند زمان و مکان را توصیف کند.
3Sentence Construction · medium
The scientist conducted research in remote lands.
دانشمند در سرزمینهای دورافتاده تحقیقات انجام داد.
Forklaring
This means the research was done in faraway places.
Grammatikk
Often precedes a noun to modify it.
توضیح
این به این معنی است که تحقیقات در مکانهای دورافتاده انجام شده است.
دستور زبان
اغلب قبل از اسم میآید تا آن را وصف کند.