اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Remote superl.

دور

تعریف

Not agreeing; alien; foreign.

معنی فارسی

موافق نیست

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

I felt a remote feeling during the conversation.

در طول مکالمه احساس موافق نیستی کردم.

توضیح

This means feeling alienated or not connected.

دستور زبان

Used as an adjective, describing a state of feeling or opinion.

توضیح

این به معنای احساس بیگانگی یا نداشتن ارتباط است.

دستور زبان

به عنوان صفت استفاده می‌شود، که حالت یا نظر را توصیف می‌کند.

2Literature & Fiction · medium

The character's remote thoughts reflected his isolation.

افکار موافق نیست آن شخصیت، انزوایش را نشان می‌داد.

توضیح

This shows how someone's thoughts can be disconnected or foreign to others.

دستور زبان

Often used to convey feelings of distance in narratives.

توضیح

این نشان می‌دهد که چگونه افکار شخص می‌تواند برای دیگران بیگانه یا نامفهوم باشد.

دستور زبان

اغلب برای بیان احساسات فاصله در داستان‌ها استفاده می‌شود.

3Sentence Construction · advanced

He remains a remote figure in our discussions.

او در بحث‌های ما یک شخصیت موافق نیست باقی می‌ماند.

توضیح

This indicates that he is not closely involved in the topics being discussed.

دستور زبان

Can be used to describe someone who is detached from a group.

توضیح

این نشان می‌دهد که او در موضوعات مورد بحث به طور نزدیک درگیر نیست.

دستور زبان

می‌تواند برای توصیف کسی که از یک گروه جدا است، استفاده شود.

جستجوی واژه