اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Remote superl.

دور

تعریف

Not nearly related; not close; as, a remote connection or consanguinity.

معنی فارسی

تقریباً مرتبط نیست

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

There was a remote chance of rain today.

امروز شانس بارش باران تقریباً کم بود.

توضیح

Here, 'remote' describes a very low possibility.

دستور زبان

Used to indicate something that is unlikely.

توضیح

در اینجا، 'تقریباً' یک احتمال بسیار کم را توصیف می‌کند.

دستور زبان

برای بیان چیزی که احتمال وقوع آن پایین است، استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

The remote lands in the story were full of mysteries.

سرزمین‌های تقریباً دور در داستان پر از رازها بودند.

توضیح

In this context, 'remote' suggests a distant and unfamiliar place.

دستور زبان

Describes places that are far away.

توضیح

در این زمینه، 'تقریباً' به مکان دور و ناآشنا اشاره دارد.

دستور زبان

مکان‌هایی که دور هستند را توصیف می‌کند.

3Sentence Construction · advanced

He felt a remote connection to his ancestors.

او احساس ارتباط تقریباً دوری با اجدادش کرد.

توضیح

Here, 'remote' implies a feeling that is faint or not strong.

دستور زبان

Can describe emotional or physical distance.

توضیح

در اینجا، 'تقریباً' به احساسی اشاره دارد که ضعیف یا قوی نیست.

دستور زبان

می‌تواند فاصله عاطفی یا فیزیکی را توصیف کند.

جستجوی واژه