1Daily Usage · easy
There was a remote chance of rain today.
امروز شانس بارش باران تقریباً کم بود.
توضیح
Here, 'remote' describes a very low possibility.
دستور زبان
Used to indicate something that is unlikely.
توضیح
در اینجا، 'تقریباً' یک احتمال بسیار کم را توصیف میکند.
دستور زبان
برای بیان چیزی که احتمال وقوع آن پایین است، استفاده میشود.
2Literature & Fiction · medium
The remote lands in the story were full of mysteries.
سرزمینهای تقریباً دور در داستان پر از رازها بودند.
توضیح
In this context, 'remote' suggests a distant and unfamiliar place.
دستور زبان
Describes places that are far away.
توضیح
در این زمینه، 'تقریباً' به مکان دور و ناآشنا اشاره دارد.
دستور زبان
مکانهایی که دور هستند را توصیف میکند.
3Sentence Construction · advanced
He felt a remote connection to his ancestors.
او احساس ارتباط تقریباً دوری با اجدادش کرد.
توضیح
Here, 'remote' implies a feeling that is faint or not strong.
دستور زبان
Can describe emotional or physical distance.
توضیح
در اینجا، 'تقریباً' به احساسی اشاره دارد که ضعیف یا قوی نیست.
دستور زبان
میتواند فاصله عاطفی یا فیزیکی را توصیف کند.