1Daily Usage · easy
She prefers to work in a remote location.
او ترجیح میدهد در یک مکان دورکار کند.
توضیح
Remote means being far away from a particular place.
دستور زبان
Used before nouns to describe distance.
توضیح
دور به معنای دور بودن از یک مکان خاص است.
دستور زبان
قبل از اسمها برای توصیف فاصله استفاده میشود.
2Literature & Fiction · medium
The remote village was untouched by modern life.
روستای دورافتاده تحت تأثیر زندگی مدرن قرار نگرفته بود.
توضیح
In literature, it can describe places that are isolated.
دستور زبان
Often used to create a sense of isolation.
توضیح
در ادبیات، میتواند به مکانهایی اشاره کند که ایزوله هستند.
دستور زبان
معمولاً برای ایجاد حس ایزوله بودن استفاده میشود.
3Sentence Construction · advanced
He felt a remote sense of connection to the past.
او احساس دوری نسبت به ارتباط با گذشته را داشت.
توضیح
Here, remote describes a feeling that is weak or distant.
دستور زبان
Can be used with abstract nouns.
توضیح
در اینجا، دور به احساسی اشاره دارد که ضعیف یا دور است.
دستور زبان
میتواند با اسمهای انتزاعی استفاده شود.