1Daily Usage · easy
I need to reset my password.
باید رمز عبورم را دوباره تنظیم کنم.
Explicación
To reset means to change something back to its original state.
Gramática
Use 'reset' when talking about changing settings or information.
توضیح
دوباره تنظیم کردن به معنای تغییر چیزی به حالت اصلی آن است.
دستور زبان
از 'دوباره تنظیم' زمانی استفاده کنید که در مورد تغییر تنظیمات یا اطلاعات صحبت میکنید.
2Literature & Fiction · medium
The character decided to reset his life and start over.
شخصیت تصمیم گرفت زندگیاش را دوباره تنظیم کند و از نو شروع کند.
Explicación
In literature, 'reset' can mean making a fresh start.
Gramática
Often used in a metaphorical sense in stories.
توضیح
در ادبیات، 'دوباره تنظیم' میتواند به معنای داشتن یک شروع تازه باشد.
دستور زبان
معمولاً در معنای استعاری در داستانها استفاده میشود.
3Sentence Construction · medium
He will reset the parameters before testing the program.
او قبل از آزمایش برنامه، پارامترها را دوباره تنظیم خواهد کرد.
Explicación
In sentence construction, 'reset' can refer to adjusting settings.
Gramática
Commonly followed by the object that is being reset.
توضیح
در ساخت جملات، 'دوباره تنظیم' میتواند به تنظیم مجدد تنظیمات اشاره کند.
دستور زبان
معمولاً به وسیلهی میشود که دوباره تنظیم میشود.