اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Reset n.

بازپا

تعریف

The receiving of stolen goods, or harboring an outlaw.

معنی فارسی

دریافت کالاهای مسروقه ، یا پناه بردن یک قانون غیرقانونی.

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

He was caught receiving stolen goods, a serious reset crime.

او در حال دریافت کالاهای مسروقه بود که یک جرم جدی است.

توضیح

In everyday life, 'reset' refers to the act of taking or keeping stolen items.

دستور زبان

Use 'reset' as a noun to describe the act of receiving stolen goods.

توضیح

در زندگی روزمره، 'reset' به عمل دریافت یا نگه‌داری اقلام مسروقه اشاره دارد.

دستور زبان

برای توصیف عمل دریافت کالاهای مسروقه، از 'reset' به عنوان اسم استفاده کنید.

2Literature & Fiction · medium

The protagonist faced moral dilemmas, including a reset that plagued the town.

شخصیت اصلی با معضلات اخلاقی مواجه شد، از جمله یک reset که شهر را آزار می‌داد.

توضیح

In literature, 'reset' can symbolize deeper societal issues like crime and corruption.

دستور زبان

Often used in a narrative context to explore themes of moral conflict.

توضیح

در ادبیات، 'reset' می‌تواند نماد مشکلات اجتماعی عمیق‌تری مانند جرم و فساد باشد.

دستور زبان

معمولاً در زمینه روایت برای کاوش در موضوعات تعارض اخلاقی به کار می‌رود.

3Sentence Construction · advanced

After the incident, the community had to confront the reset problem.

بعد از حادثه، جامعه مجبور بود با مسئله reset مواجه شود.

توضیح

This shows how to structure sentences focusing on community and responsibility.

دستور زبان

Use 'reset' in complex sentences to express challenges faced by groups.

توضیح

این نشان می‌دهد که چگونه جملات را با تمرکز بر جامعه و مسئولیت بسازیم.

دستور زبان

از 'reset' در جملات پیچیده برای بیان چالش‌های گروه‌ها استفاده کنید.

جستجوی واژه