1Daily Usage · easy
They decided to resettle in a quieter town.
آنها تصمیم گرفتند دوباره در یک شهر آرامتر حل و فصل کنند.
توضیح
In this sentence, 'resettle' means to move again to a new place.
دستور زبان
'Resettle' is a transitive verb, meaning it takes an object.
توضیح
در این جمله، 'دوباره حل و فصل کردن' به معنی جابجا شدن به یک مکان جدید است.
دستور زبان
'دوباره حل و فصل کردن' یک فعل گذرایی است، به این معنی که به یک مفعول نیاز دارد.
2Literature & Fiction · medium
The protagonist had to resettle after losing everything.
شخصیت اصلی پس از از دست دادن همه چیز مجبور به دوباره حل و فصل شد.
توضیح
Here, 'resettle' reflects the challenge of starting over in life.
دستور زبان
Verbs like 'resettle' are often used in narratives of change.
توضیح
در اینجا، 'دوباره حل و فصل کردن' چالش شروع دوباره در زندگی را به تصویر میکشد.
دستور زبان
افعالی مانند 'دوباره حل و فصل کردن' معمولاً در روایتهای تغییر استفاده میشوند.
3Sentence Construction · easy
We will resettle the families affected by the floods.
ما خانوادههای آسیبدیده از سیل را دوباره حل و فصل خواهیم کرد.
توضیح
This shows a plan to move people to safer locations.
دستور زبان
The structure 'will + resettle' indicates a future action.
توضیح
این جمله نشاندهنده برنامهای برای جابجا کردن مردم به مکانهای امنتر است.
دستور زبان
ساختار 'خواهیم + دوباره حل و فصل کردن' به عمل آینده اشاره دارد.