اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Resettle v. i.

اسکان دادن

تعریف

To settle again, or a second time.

معنی فارسی

دوباره حل و فصل یا بار دوم.

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

After the war, many families had to resettle in new cities.

پس از جنگ، بسیاری از خانواده‌ها مجبور شدند دوباره در شهرهای جدید حل و فصل کنند.

توضیح

This shows that families moved again to find a new home after the war.

دستور زبان

This verb is intransitive, meaning it does not take a direct object.

توضیح

این نشان می‌دهد که خانواده‌ها دوباره برای پیدا کردن خانه‌ای جدید منتقل شدند.

دستور زبان

این فعل لازم است و به معنای آنکه مفعول مستقیم نمی‌گیرد.

2Literature & Fiction · medium

The protagonist decided to resettle after realizing the old town had changed too much.

شخصیت اصلی پس از اینکه فهمید شهر قدیمی خیلی تغییر کرده، تصمیم به حل و فصل دوباره گرفت.

توضیح

This reflects a change in setting for the character, highlighting their struggle.

دستور زبان

Used in a narrative context, it emphasizes the action of moving again.

توضیح

این یک تغییر در محل وقوع داستان را نشان می‌دهد و مبارزه شخصیت را نمایان می‌سازد.

دستور زبان

استفاده در یک زمینه داستانی، بر عمل جابجایی دوباره تأکید می‌کند.

3Sentence Construction · easy

They plan to resettle in a different country next year.

آنها قصد دارند سال آینده در کشور دیگری دوباره حل و فصل کنند.

توضیح

This sentence showcases future intentions with the verb resettle.

دستور زبان

Often used with future tense to indicate plans.

توضیح

این جمله نیت‌های آینده را با فعل حل و فصل دوباره نشان می‌دهد.

دستور زبان

معمولاً با زمان آینده برای نشان‌دادن برنامه‌ها استفاده می‌شود.

جستجوی واژه