اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Resettlement n.

تسویه حساب

تعریف

Act of settling again, or state of being settled again; as, the resettlement of lees.

معنی فارسی

عمل دوباره حل و فصل یا وضعیت حل و فصل

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

The resettlement of refugees often takes years.

حل و فصل دوباره پناهندگان معمولاً سال‌ها طول می‌کشد.

توضیح

This sentence illustrates how resettlement is used in a real-world context.

دستور زبان

Resettlement is a noun and refers to the process of settling again.

توضیح

این جمله نشان می‌دهد که چگونه 'حل و فصل دوباره' در یک زمینه واقعی استفاده می‌شود.

دستور زبان

'حل و فصل دوباره' یک اسم است و به فرآیند دوباره حل و فصل اشاره دارد.

2Literature & Fiction · medium

In the novel, the resettlement of the characters reflects their struggles.

در رمان، حل و فصل دوباره شخصیت‌ها نشان‌دهنده تلاش‌های آن‌هاست.

توضیح

Here, resettlement is used metaphorically to describe changes in characters' lives.

دستور زبان

Used as a noun in literary contexts to symbolize broader themes.

توضیح

در اینجا، 'حل و فصل دوباره' به‌طور مجازی برای توصیف تغییرات در زندگی شخصیت‌ها استفاده می‌شود.

دستور زبان

به‌عنوان یک اسم در زمینه‌های ادبی برای نمادین‌کردن تم‌های گسترده‌تر استفاده می‌شود.

3Sentence Construction · advanced

After the storm, the resettlement process began for the affected families.

بعد از طوفان، روند حل و فصل دوباره برای خانواده‌های آسیب‌دیده آغاز شد.

توضیح

This example shows how to construct a sentence involving resettlement in a structured way.

دستور زبان

Focus on the noun form and the verb tense for accurate context.

توضیح

این مثال نشان می‌دهد که چگونه می‌توان جملاتی شامل 'حل و فصل دوباره' در یک ساختار مرتب ساخت.

دستور زبان

بر روی فرم اسم و زمان فعل تمرکز کنید تا بتوانید زمینه را به‌درستی بیان کنید.

جستجوی واژه