اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Base n.

پایه

تعریف

The lower part of the field. See Escutcheon.

معنی فارسی

قسمت پایین میدان.

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

I placed the box at the base of the stairs.

من جعبه را در قسمت پایین پله‌ها گذاشتم.

توضیح

In daily activities, 'base' refers to the bottom part or foundation of something.

دستور زبان

Used as a noun to indicate the lowest part.

توضیح

در فعالیت‌های روزمره، 'base' به قسمت پایین یا پایه چیزی اشاره دارد.

دستور زبان

به عنوان اسم برای نشان دادن پایین‌ترین قسمت استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

The character found solace in the base of the mountain.

شخصیت در قسمت پایین کوه آرامش پیدا کرد.

توضیح

'Base' in literature often describes a foundational place or setting where experiences unfold.

دستور زبان

Can imply a figurative foundation in narratives.

توضیح

در ادبیات، 'base' معمولاً جایی بنیادی یا محیطی را توصیف می‌کند که در آن تجربیات شکل می‌گیرند.

دستور زبان

می‌تواند به عنوان یک بنیاد مجازی در روایت‌ها استفاده شود.

3Sentence Construction · advanced

Make sure to build the story from a strong base.

مطمئن شوید که داستان را از یک پایه قوی بسازید.

توضیح

'Base' is important in sentence construction, indicating the main idea on which other elements rely.

دستور زبان

Functions as a foundational concept in complex sentences.

توضیح

'Base' در ساخت جملات اهمیت دارد و به ایده اصلی اشاره می‌کند که عناصر دیگر به آن وابسته‌اند.

دستور زبان

به عنوان یک مفهوم بنیادی در جملات پیچیده عمل می‌کند.

جستجوی واژه