اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Base n.

پایه

تعریف

The housing of a horse.

معنی فارسی

مسکن اسب.

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

The horse returned to its base after a long ride.

اسب پس از یک سواری طولانی به مسکن خود بازگشت.

توضیح

In this context, 'base' refers to the place where the horse lives or stays.

دستور زبان

'Base' is a noun and commonly used to describe a location.

توضیح

در اینجا، 'مسکن' به محلی اشاره دارد که اسب زندگی می‌کند یا در آن می‌ماند.

دستور زبان

'مسکن' اسم است و معمولاً برای توصیف یک مکان استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

The novel described a base filled with horses waiting for their riders.

رمان به مسکنی اشاره داشت که پر از اسب‌های منتظر سوارانشان بود.

توضیح

'Base' here implies a setting where horses are gathered, often seen in storytelling.

دستور زبان

Literary texts often depict 'base' in a more imaginative way.

توضیح

در اینجا، 'مسکن' به عنوان یک مکان در داستان اشاره می‌کند که اسب‌ها جمع شده‌اند.

دستور زبان

متون ادبی اغلب 'مسکن' را به شکلی تخیلی‌تر توصیف می‌کنند.

3Sentence Construction · easy

She built a base for her horse next to the barn.

او یک مسکن برای اسبش در کنار انبار ساخت.

توضیح

This sentence shows how to use 'base' to indicate where someone keeps their horse.

دستور زبان

Use 'base' as a noun when talking about locations.

توضیح

این جمله نشان می‌دهد که چگونه می‌توان 'مسکن' را برای اشاره به محلی که کسی اسبش را نگه می‌دارد، استفاده کرد.

دستور زبان

'مسکن' را به عنوان اسم زمانی که درباره مکان‌ها صحبت می‌کنید، استفاده کنید.

جستجوی واژه