اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Base n.

پایه

تعریف

The lower part of a robe or petticoat.

معنی فارسی

قسمت پایین یک لباس یا گلدان.

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

She hemmed the base of her dress.

او پایین لباسش را دوخت.

توضیح

In daily life, 'base' refers to the lower part of a garment.

دستور زبان

As a noun, 'base' is often used to describe the bottom part of objects.

توضیح

'پایین' در زندگی روزمره به قسمت پایین یک لباس اشاره دارد.

دستور زبان

'پایین' به عنوان یک اسم، معمولاً برای توصیف قسمت زیرین اشیاء استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

The base of the statue was covered in moss.

پایین مجسمه با خزه پوشیده شده بود.

توضیح

In literature, 'base' can describe the foundation of something like a statue.

دستور زبان

Used in descriptive contexts, 'base' provides a visual understanding.

توضیح

در ادبیات، 'پایین' می‌تواند پایه یک مجسمه یا شیء را توصیف کند.

دستور زبان

استفاده از 'پایین' در متن توصیفی، درک بصری را ارائه می‌دهد.

3Sentence Construction · advanced

They built a strong base for the new structure.

آنها یک پایه مستحکم برای ساختار جدید ساختند.

توضیح

'Base' in sentence construction can refer to a supportive foundation.

دستور زبان

The noun 'base' can be used in both physical and abstract contexts.

توضیح

'پایین' در ساخت جملات می‌تواند به یک بنیاد حمایتی اشاره کند.

دستور زبان

اسم 'پایین' می‌تواند در زمینه‌های فیزیکی و انتزاعی به کار رود.

جستجوی واژه