اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Base n.

پایه

تعریف

An apron.

معنی فارسی

پیش بند

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

She wore a base while cooking to keep her clothes clean.

او هنگام آشپزی پیش بند پوشید تا لباس‌هایش تمیز بماند.

توضیح

A base is used in the kitchen to protect clothing from spills.

دستور زبان

The word 'base' is a noun and often used in domestic situations.

توضیح

پیش بند در آشپزخانه برای محافظت از لباس‌ها در برابر چکه‌ها استفاده می‌شود.

دستور زبان

کلمه 'پیش بند' اسم است و معمولاً در موقعیت‌های خانگی استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

In the story, the character wore a base to symbolize her role as a caregiver.

در داستان، شخصیت پیش بند پوشید تا نقش خود را به عنوان یک مراقب نمادین کند.

توضیح

The base can symbolize domesticity and nurturing in literature.

دستور زبان

Used as a noun, it can carry deeper meanings in literary contexts.

توضیح

پیش بند می‌تواند در ادبیات نماد خانگی بودن و مراقبت باشد.

دستور زبان

به عنوان یک اسم، می‌تواند در زمینه‌های ادبی معانی عمیق‌تری داشته باشد.

3Sentence Construction · medium

You should choose a colorful base for the party.

شما باید یک پیش بند رنگی برای مهمانی انتخاب کنید.

توضیح

Constructing sentences with 'base' helps expand vocabulary related to daily activities.

دستور زبان

'Base' can be used with adjectives to describe its qualities.

توضیح

ساخت جملات با 'پیش بند' به گسترش دایره لغات مرتبط با فعالیت‌های روزمره کمک می‌کند.

دستور زبان

'پیش بند' می‌تواند با صفت‌ها استفاده شود تا ویژگی‌های آن را توصیف کند.

جستجوی واژه