اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Baseball n.

بیس بال

تعریف

The ball used in this game.

معنی فارسی

توپ مورد استفاده در این بازی.

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

He threw the baseball to his friend.

او توپ بیس بال را به دوستش پرتاب کرد.

توضیح

In this sentence, 'baseball' refers to the ball used in the game.

دستور زبان

The word 'baseball' is a noun.

توضیح

در این جمله، 'بیس بال' به توپی اشاره دارد که در این بازی استفاده می‌شود.

دستور زبان

کلمه 'بیس بال' یک اسم است.

2Literature & Fiction · medium

The story revolved around a young boy who dreamed of playing baseball.

داستان حول پسربچه‌ای می‌چرخید که رویای بازی بیس بال را داشت.

توضیح

Here, 'baseball' represents a popular sport and symbolizes dreams and aspirations.

دستور زبان

Use 'baseball' to describe the sport or the ball itself.

توضیح

اینجا، 'بیس بال' نمایانگر یک ورزش محبوب است و نماد رویاها و آرزوهاست.

دستور زبان

از 'بیس بال' برای توصیف ورزش یا خود توپ استفاده کنید.

3Sentence Construction · medium

To play baseball, you need a bat and a baseball.

برای بازی کردن بیس بال، به یک چوب و یک توپ بیس بال نیاز دارید.

توضیح

This sentence structure indicates the requirements for playing the game.

دستور زبان

The phrase 'need a bat and a baseball' forms a list of items needed.

توضیح

این ساختار جمله، نیازمندی‌های بازی کردن این بازی را نشان می‌دهد.

دستور زبان

عبارت 'به یک چوب و یک توپ بیس بال نیاز دارید' یک فهرست از اشیاء مورد نیاز را تشکیل می‌دهد.

جستجوی واژه