اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Baseborn a.

بد بو

تعریف

Born out of wedlock.

معنی فارسی

متولد خارج از ازدواج.

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · medium

He felt like a baseborn child because of the way he was treated.

او به‌خاطر طرز برخوردی که با او شد، احساس کرد که یک کودک متولد خارج از ازدواج است.

توضیح

This sentence shows how someone may feel devalued due to their parentage.

دستور زبان

Adjective used to describe someone's birth status.

توضیح

این جمله نشان می‌دهد که چگونه کسی ممکن است به‌خاطر نسلش احساس تحقیر کند.

دستور زبان

صفتی است که برای توصیف وضعیت تولد فرد به‌کار می‌رود.

2Literature & Fiction · advanced

The character in the novel was baseborn, which influenced his entire journey.

شخصیت در رمان متولد خارج از ازدواج بود که بر کل سفرش تأثیر گذاشت.

توضیح

In literature, a character's origins can shape their experiences and choices.

دستور زبان

Often used in a more formal or artistic context.

توضیح

در ادبیات، ریشه‌های یک شخصیت می‌تواند تجربیات و انتخاب‌های او را شکل دهد.

دستور زبان

عموماً در زمینه‌های رسمی یا هنری به‌کار می‌رود.

3Sentence Construction · medium

Despite being baseborn, she rose to greatness.

با اینکه متولد خارج از ازدواج بود، به عظمت رسید.

توضیح

This structure demonstrates how someone can overcome social stigma related to their birth.

دستور زبان

Used to emphasize contrast and resilience.

توضیح

این ساختار نشان می‌دهد چگونه کسی می‌تواند بر تأثیرات اجتماعی مرتبط با تولدش غلبه کند.

دستور زبان

برای تأکید بر تضاد و تاب‌آوری به‌کار می‌رود.

جستجوی واژه