اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Straight-lined a.

مستقیم

تعریف

Having straight lines.

معنی فارسی

داشتن خطوط مستقیم

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

The artist prefers straight-lined designs.

هنرمند طرح‌های با خطوط مستقیم را ترجیح می‌دهد.

توضیح

This sentence shows how straight-lined designs can be a choice for artists.

دستور زبان

Used as an adjective to describe items.

توضیح

این جمله نشان می‌دهد که طرح‌های با خطوط مستقیم می‌توانند انتخاب هنرمندان باشند.

دستور زبان

به عنوان صفاتی برای توصیف اشیاء استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

The poet described a straight-lined horizon in his verses.

شاعر افق با خطوط مستقیم را در اشعارش توصیف کرد.

توضیح

Here, straight-lined represents a clear and unembellished horizon.

دستور زبان

Adjectives provide detail and imagery in writing.

توضیح

در اینجا، خطوط مستقیم نمایانگر افق واضح و بدون حاشیه است.

دستور زبان

صفات جزئیات و تصویرسازی را در نوشتار فراهم می‌کنند.

3Sentence Construction · easy

Make sure your drawings are straight-lined to look neat.

مطمئن شو که نقاشی‌هایت خطوط مستقیم داشته باشند تا مرتب به نظر برسند.

توضیح

This sentence advises the importance of straight-lined drawings for cleanliness.

دستور زبان

Follows the structure: subject + verb + adjective.

توضیح

این جمله اهمیت خطوط مستقیم در نقاشی‌ها برای تمیزی را توصیه می‌کند.

دستور زبان

دستور زبان: فاعل + فعل + صفت.

جستجوی واژه