اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Straightways adv.

مستقیم

تعریف

Straightway.

معنی فارسی

بلافاصله

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

She called me straightways.

او بلافاصله با من تماس گرفت.

توضیح

This means she called me right away without delay.

دستور زبان

Used to indicate immediacy.

توضیح

این به این معنی است که او بلافاصله بدون تأخیر با من تماس گرفت.

دستور زبان

برای نشان دادن فوریت استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

He straightways obeyed the command.

او بلافاصله به دستور obed کرد.

توضیح

This means he followed the command without hesitation.

دستور زبان

Often used in narrative contexts.

توضیح

این به این معنی است که او بدون تردید به دستور obed کرد.

دستور زبان

معمولاً در متن‌های داستانی استفاده می‌شود.

3Sentence Construction · medium

They went straightways to the market.

آنها بلافاصله به بازار رفتند.

توضیح

This shows they went to the market right away.

دستور زبان

Indicates a direct and immediate action.

توضیح

این نشان می‌دهد که آنها بلافاصله به بازار رفتند.

دستور زبان

عمل مستقیم و فوری را نشان می‌دهد.

جستجوی واژه