اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Bettered imp. & p. p.

بهتر

تعریف

of Better

معنی فارسی

از بهتر

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

He bettered his performance in the latest competition.

او عملکرد خود را در آخرین مسابقه بهتر کرد.

توضیح

To 'better' means to improve something, and 'bettered' is the past tense or past participle form.

دستور زبان

'Better' is used to indicate a comparison, while 'bettered' shows that the improvement has already happened.

توضیح

به معنای 'بهتر کردن' است و 'بهتر شده' شکل گذشته یا شکل گذشته‌ی تقسیم شده‌ی آن است.

دستور زبان

'بهتر' برای نشان دادن مقایسه استفاده می‌شود، در حالی که 'بهتر شده' نشان می‌دهد که بهبود قبلاً اتفاق افتاده است.

2Literature & Fiction · medium

The character's flaws only bettered her journey toward self-discovery.

نقص‌های شخصیت فقط سفر او به سوی خودآگاهی را بهتر کردند.

توضیح

In literature, 'bettered' can describe how experiences or traits enhance a character's development.

دستور زبان

In this context, 'bettered' reflects past experiences that contribute positively to growth.

توضیح

در ادبیات، 'بهتر شده' می‌تواند توصیف کند که چگونه تجربیات یا ویژگی‌ها توسعه‌ی یک شخصیت را بهبود می‌دهند.

دستور زبان

در این زمینه، 'بهتر شده' تجربیات گذشته‌ای را منعکس می‌کند که به رشد مثبت کمک می‌کنند.

3Sentence Construction · easy

After studying hard, she bettered her grades significantly.

بعد از اینکه سخت درس خواند، نمراتش را به طرز چشمگیری بهتر کرد.

توضیح

This shows an action where improvement is achieved through effort.

دستور زبان

The word 'bettered' is often used with direct objects like 'grades' or 'performance'.

توضیح

این نشان می‌دهد که یک عمل که بهبود از طریق تلاش حاصل شده است.

دستور زبان

'بهتر شده' معمولاً با مفعول‌های مستقیم مانند 'نمرات' یا 'عملکرد' استفاده می‌شود.

جستجوی واژه