اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Betterment n.

پیشرفت

تعریف

A making better; amendment; improvement.

معنی فارسی

بهتر کردن

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

We should focus on the betterment of our community.

ما باید بر بهبود جامعه‌امان تمرکز کنیم.

توضیح

This means we need to work on making our community a better place.

دستور زبان

‘Betterment’ is a noun referring to improvements.

توضیح

این یعنی ما باید در بهبود مکان جامعه‌امان تلاش کنیم.

دستور زبان

‘بهتر کردن’ اسم است و به بهبود اشاره دارد.

2Literature & Fiction · medium

The protagonist sought the betterment of human nature in the novel.

شخصیت اصلی در رمان به دنبال بهبود طبیعت بشری بود.

توضیح

Here, 'betterment' refers to improving human qualities or behaviors.

دستور زبان

'Betterment' can often be found in formal or literary contexts.

توضیح

در اینجا، 'بهتر کردن' بهبهود ویژگی‌ها یا رفتارهای انسانی اشاره دارد.

دستور زبان

‘بهتر کردن’ معمولاً در متن‌های رسمی یا ادبی پیدا می‌شود.

3Sentence Construction · advanced

To achieve betterment, we need to implement new policies.

برای دستیابی به بهبود، باید سیاست‌های جدیدی اعمال کنیم.

توضیح

This sentence illustrates how actions are needed for improvement.

دستور زبان

‘Betterment’ is often used in discussions about improvement strategies.

توضیح

این جمله نشان می‌دهد که برای بهبود نیاز به اقدام داریم.

دستور زبان

‘بهتر کردن’ معمولاً در بحث‌های مربوط به استراتژی‌های بهبود استفاده می‌شود.

جستجوی واژه