اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Betterment n.

پیشرفت

تعریف

An improvement of an estate which renders it better than mere repairing would do; -- generally used in the plural.

معنی فارسی

بهبود املاک و مستغلات که آن را بهتر می کند

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

The betterment of the neighborhood has attracted new businesses.

بهبود منطقه باعث جذب کسب و کارهای جدید شده است.

توضیح

This sentence shows how improving a community can lead to economic growth.

دستور زبان

Betterment is a noun and is often used in plural form.

توضیح

این جمله نشان می‌دهد که بهبود یک جامعه می‌تواند منجر به رشد اقتصادی شود.

دستور زبان

بهبود اسم است و معمولاً به شکل جمع به کار می‌رود.

2Literature & Fiction · medium

In the novel, the protagonist seeks the betterment of society through his inventions.

در رمان، قهرمان داستان به دنبال بهبود جامعه از طریق اختراعات خود است.

توضیح

This illustrates a character's goal to improve the world around them.

دستور زبان

Used as a theme in literature, it reflects social aspirations.

توضیح

این نشان می‌دهد که هدف یک شخصیت بهبود دنیای اطرافش است.

دستور زبان

استفاده از آن به عنوان یک موضوع در ادبیات، آرزوهای اجتماعی را منعکس می‌کند.

3Sentence Construction · medium

The city council voted for betterment projects to enhance public spaces.

شورای شهر برای پروژه‌های بهبود جهت افزایش فضاهای عمومی رأی داد.

توضیح

This shows how decisions can lead to improvements in urban areas.

دستور زبان

In sentences, betterment is often followed by an object, like 'projects' or 'initiatives'.

توضیح

این نشان می‌دهد که چگونه تصمیمات می‌تواند منجر به بهبود در مناطق شهری شود.

دستور زبان

در جملات، بهبود معمولاً بعد از یک مفعول، مانند 'پروژه‌ها' یا 'ابتکارات' می‌آید.

جستجوی واژه