اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Betterness n.

امد

تعریف

The quality of being better or superior; superiority.

معنی فارسی

کیفیت بهتر یا برتر بودن ؛

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

Her betterness in math helped her get a scholarship.

بهتر بودن او در ریاضی باعث شد که بورسیه بگیرد.

توضیح

This sentence shows how being better at a subject can lead to rewards like scholarships.

دستور زبان

Betterness is a noun derived from the adjective 'better.'

توضیح

این جمله نشان می‌دهد که بهتر بودن در یک موضوع می‌تواند به پاداش‌هایی مانند بورسیه منجر شود.

دستور زبان

بهتر بودن یک اسم است که از صفت 'بهتر' گرفته شده است.

2Literature & Fiction · medium

The poet spoke of the betterness of love over wealth.

شاعر درباره بهتر بودن عشق نسبت به ثروت صحبت کرد.

توضیح

Here, betterness is used to compare two important concepts: love and wealth.

دستور زبان

In poetry, betterness can be a theme of comparison.

توضیح

در اینجا، بهتر بودن به منظور مقایسه دو مفهوم مهم: عشق و ثروت استفاده شده است.

دستور زبان

در شعر، بهتر بودن می‌تواند موضوعی برای مقایسه باشد.

3Sentence Construction · medium

The betterness of teamwork can often be seen in successful projects.

بهتر بودن کار تیمی معمولاً در پروژه‌های موفق مشاهده می‌شود.

توضیح

This sentence illustrates how working together is often more effective than working alone.

دستور زبان

Use 'betterness' to express superiority in comparative statements.

توضیح

این جمله نشان می‌دهد که کار کردن به صورت گروهی معمولاً موثرتر از کار کردن به تنهایی است.

دستور زبان

از 'بهتر بودن' برای بیان برتری در جملات مقایسه‌ای استفاده کنید.

جستجوی واژه