اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

System n.

سیستم

تعریف

The collection of staves which form a full score. See Score, n.

معنی فارسی

مجموعه Staves که نمره کامل را تشکیل می دهد.

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

The computer system crashed unexpectedly.

سیستم کامپیوتر به طور ناگهانی خراب شد.

توضیح

Here, 'system' refers to the organized structure of the computer's hardware and software.

دستور زبان

The word 'system' is a noun and can be singular or plural.

توضیح

'سیستم' در اینجا به ساختار سازمان یافته سخت‌افزار و نرم‌افزار کامپیوتر اشاره دارد.

دستور زبان

'سیستم' یک اسم است و می‌تواند مفرد یا جمع باشد.

2Literature & Fiction · medium

The novel depicts a dystopian system of government.

رمان یک سیستم دولتی دیستوپیایی را به تصویر می‌کشد.

توضیح

In this context, 'system' refers to the way the government is structured and operates within the story.

دستور زبان

Used as a noun, 'system' can describe various organized entities.

توضیح

در این زمینه، 'سیستم' به نحوه ساختار و عملکرد دولت در داستان اشاره دارد.

دستور زبان

به عنوان یک اسم، 'سیستم' می‌تواند به موجودیت‌های سازمان یافته مختلف اشاره داشته باشد.

3Sentence Construction · advanced

Developing a new system requires careful planning.

توسعه یک سیستم جدید به برنامه‌ریزی دقیق نیاز دارد.

توضیح

'System' here means a process or method that has been organized.

دستور زبان

When discussing systems, it's common to use terms like develop, create, or improve.

توضیح

'سیستم' در اینجا به فرایند یا روشی اشاره دارد که سازماندهی شده است.

دستور زبان

هنگام صحبت درباره سیستم‌ها، معمولاً از عباراتی مانند توسعه، ایجاد یا بهبود استفاده می‌شود.

جستجوی واژه