اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

System n.

سیستم

تعریف

One of the stellate or irregular clusters of intimately united zooids which are imbedded in, or scattered over, the surface of the common tissue of many compound ascidians.

معنی فارسی

یکی از خوشه های ستاره ای یا نامنظم از نزدیک

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

The system is down today, so I can't access my files.

سیستم امروز خراب است، بنابراین نمی‌توانم به فایل‌هایم دسترسی داشته باشم.

توضیح

In this context, 'system' refers to a technological structure that is not functioning.

دستور زبان

'System' is a noun and can refer to various organized structures.

توضیح

در این زمینه، 'سیستم' به یک ساختار فناوری اشاره دارد که کار نمی‌کند.

دستور زبان

'سیستم' یک اسم است و می‌تواند به ساختارهای سازمان‌یافته مختلف اشاره کند.

2Literature & Fiction · medium

In the novel, the protagonist wrestles with the moral system of their society.

در رمان، شخصیت اصلی با نظام اخلاقی جامعه خود دست و پنجه نرم می‌کند.

توضیح

Here, 'system' relates to the set of moral principles that govern behavior.

دستور زبان

'System' can also refer to abstract concepts like morals or beliefs.

توضیح

در اینجا، 'سیستم' به مجموعه‌ای از اصول اخلاقی اشاره دارد که رفتار را تنظیم می‌کند.

دستور زبان

'سیستم' همچنین می‌تواند به مفاهیم انتزاعی مانند اخلاق یا اعتقادات اشاره کند.

3Sentence Construction · advanced

A good education system can significantly improve society.

یک نظام آموزشی خوب می‌تواند به‌طور قابل‌توجهی جامعه را بهبود بخشد.

توضیح

'System' is used here to describe an organized method or structure of education.

دستور زبان

When using 'system,' adjectives can clarify its type, such as 'good' or 'efficient.'

توضیح

'سیستم' در اینجا برای توصیف یک روش یا ساختار سازمان‌یافته آموزشی استفاده می‌شود.

دستور زبان

هنگام استفاده از 'سیستم'، صفت‌ها می‌توانند نوع آن را مشخص کنند، مانند 'خوب' یا 'کارآمد'.

جستجوی واژه