اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Systematical a.

سیستمای

تعریف

Affecting successively the different parts of the system or set of nervous fibres; as, systematic degeneration.

معنی فارسی

تأثیر پی در پی در قسمتهای مختلف

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

She approached the problem in a systematical way.

او به مساله به صورت سیستماتیک نزدیک شد.

توضیح

This means she organized her efforts to solve the problem methodically.

دستور زبان

Use 'systematical' to describe an organized approach.

توضیح

این به این معنی است که او تلاش‌هایش را به صورت منطقی برای حل مساله سازماندهی کرد.

دستور زبان

از 'سیستماتیک' برای توصیف یک رویکرد سازمان‌یافته استفاده کنید.

2Literature & Fiction · medium

The author had a systematical approach to character development.

نویسنده رویکردی سیستماتیک به توسعه شخصیت‌ها داشت.

توضیح

This means the author carefully structured how each character grew.

دستور زبان

Often used in academic or literary contexts.

توضیح

این به این معنی است که نویسنده با دقت ساختار رشد هر شخصیت را تعیین کرده بود.

دستور زبان

معمولاً در زمینه‌های دانشگاهی یا ادبی استفاده می‌شود.

3Sentence Construction · advanced

If you want success, you should take a systematical approach.

اگر به موفقیت می‌خواهید برسید، باید روش سیستماتیک را دنبال کنید.

توضیح

This emphasizes the importance of organizing your methods to achieve goals.

دستور زبان

In sentences, it describes the manner of action.

توضیح

این بر اهمیت سازماندهی روش‌های خود برای رسیدن به اهداف تاکید می‌کند.

دستور زبان

در جملات، به شیوه عمل توصیف می‌شود.

جستجوی واژه