1Daily Usage · easy
She is a great systematizer, organizing all our projects effectively.
او یک سیستماتیکساز عالی است و همهی پروژههای ما را به خوبی سازماندهی میکند.
Forklaring
This sentence shows how a systematizer can help organize tasks.
Grammatikk
Used as a noun to describe a person.
توضیح
این جمله نشان میدهد که یک سیستماتیکساز چگونه میتواند به سازماندهی کارها کمک کند.
دستور زبان
بهعنوان یک اسم برای توصیف یک فرد استفاده میشود.
2Literature & Fiction · medium
In the novel, the protagonist is a systematizer who brings order to chaos.
در رمان، شخصیت اصلی یک سیستماتیکساز است که نظم را به هرج و مرج میآورد.
Forklaring
This illustrates how systematizers can play pivotal roles in narratives.
Grammatikk
Commonly used in literary contexts.
توضیح
این نشان میدهد که سیستماتیکسازان میتوانند نقشهای مهمی در داستانها ایفا کنند.
دستور زبان
بهطور معمول در زمینههای ادبی مورد استفاده قرار میگیرد.
3Sentence Construction · medium
He acts as a systematizer in group discussions.
او در بحثهای گروهی بهعنوان یک سیستماتیکساز عمل میکند.
Forklaring
This sentence highlights the role of a systematizer during conversations.
Grammatikk
Typically follows 'as' or is paired with verbs.
توضیح
این جمله به نقش یک سیستماتیکساز در مکالمات اشاره دارد.
دستور زبان
معمولاً بعد از 'بهعنوان' یا با افعال جفت میشود.