اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Wide superl.

گسترده

تعریف

Of a certain measure between the sides; measuring in a direction at right angles to that of length; as, a table three feet wide.

معنی فارسی

از یک اندازه گیری خاص بین طرفین ؛

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

The river is wide at this point.

در این نقطه، رودخانه عریض است.

توضیح

This sentence describes the width of the river, indicating that it has a large span.

دستور زبان

Here, 'wide' is used to describe the measurement across the river.

توضیح

این جمله عرض رودخانه را توصیف می‌کند و نشان می‌دهد که آن دارای فاصله‌ی زیادی است.

دستور زبان

'عریض' در اینجا برای توصیف اندازه‌گیری در عرض رودخانه استفاده شده است.

2Literature & Fiction · medium

The wide expanse of the desert stretched before them.

فاصله‌ی عریض بیابان در برابر آن‌ها گسترده بود.

توضیح

This example shows a large area and emphasizes the vastness of the desert.

دستور زبان

'Wide' is used here as an adjective to enhance the imagery.

توضیح

این مثال یک منطقه‌ی بزرگ را نشان می‌دهد و بر وسعت بیابان تأکید می‌کند.

دستور زبان

'عریض' در اینجا به عنوان صفت برای تقویت تصویرسازی استفاده شده است.

3Sentence Construction · easy

She prefers wide pants for comfort.

او شلوارهای عریض را برای راحتی ترجیح می‌دهد.

توضیح

This sentence illustrates how the word 'wide' describes the fit of the pants.

دستور زبان

In this context, 'wide' operates as an adjective modifying 'pants'.

توضیح

این جمله نشان می‌دهد چگونه کلمه 'عریض' فیت شلوارها را توصیف می‌کند.

دستور زبان

در این زمینه، 'عریض' به عنوان صفتی است که 'شلوار' را توصیف می‌کند.

جستجوی واژه