1Daily Usage · easy
She has a wide smile that brightens the room.
او لبخند گُستردهای دارد که اتاق را روشن میکند.
توضیح
In this sentence, 'wide' describes the large size of her smile.
دستور زبان
'Wide' is an adjective that can modify nouns.
توضیح
در این جمله، 'گُسترده' اندازه بزرگ لبخند او را توصیف میکند.
دستور زبان
'گُسترده' یک صفت است که میتواند اسمها را توصیف کند.
2Literature & Fiction · medium
The author painted a wide landscape of emotions in her novel.
نویسنده در رمانش منظرهای گُسترده از احساسات را به تصویر کشید.
توضیح
Here, 'wide' refers to the broad range of emotions explored in the story.
دستور زبان
'Wide' can also be used metaphorically to describe concepts.
توضیح
در اینجا، 'گُسترده' به دامنه وسیع احساسات کاوش شده در داستان اشاره دارد.
دستور زبان
'گُسترده' میتواند به طور مجازی برای توصیف مفاهیم نیز به کار برود.
3Sentence Construction · advanced
Make sure to give wide margins in your essay.
مطمئن شوید که در مقالهتان حاشیههای گُسترده بگذارید.
توضیح
'Wide' describes the ample space left at the edges of the paper.
دستور زبان
'Wide' can be combined with both physical and abstract nouns.
توضیح
'گُسترده' فضای کافی که در لبههای کاغذ باقی مانده را توصیف میکند.
دستور زبان
'گُسترده' میتواند با اسمهای فیزیکی و انتزاعی ترکیب شود.