اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Wide adv.

گسترده

تعریف

So as to leave or have a great space between the sides; so as to form a large opening.

معنی فارسی

به منظور ترک یا فضای عالی بین طرفین.

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

The road was wide enough for two cars to pass.

جاده به اندازه کافی وسیع بود که دو ماشین بتوانند عبور کنند.

توضیح

Here, 'wide' describes the space between the sides of the road.

دستور زبان

'Wide' is an adjective describing the extent of something.

توضیح

'وسیع' در اینجا فضای بین طرفین جاده را توصیف می‌کند.

دستور زبان

'وسیع' یک صفت است که میزان چیزی را توصیف می‌کند.

2Literature & Fiction · medium

The river flowed wide and calm under the moonlight.

رودخانه زیر نور مهتاب وسیع و آرام流 می‌گذشت.

توضیح

'Wide' in this context creates a vivid image of the river's expanse.

دستور زبان

'Wide' can be used in literature to evoke feelings and imagery.

توضیح

'وسیع' در این زمینه تصویری زنده از وسعت رودخانه ایجاد می‌کند.

دستور زبان

'وسیع' می‌تواند در ادبیات برای برانگیختن احساسات و تصویرسازی استفاده شود.

3Sentence Construction · easy

Make sure you leave the door wide open.

مطمئن شو که در را به طور وسیع باز گذاشتی.

توضیح

'Wide open' emphasizes the complete openness of the door.

دستور زبان

The phrase 'wide open' is a common collocation.

توضیح

'به طور وسیع باز' بر روی بازبودن کامل در تأکید می‌کند.

دستور زبان

عبارت 'به طور وسیع باز' یک ترکیب رایج است.

جستجوی واژه