اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Wide adv.

گسترده

تعریف

So as to be or strike far from, or on one side of, an object or purpose; aside; astray.

معنی فارسی

تا به دور بودن یا اعتصاب به دور یا از یک طرف ،

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

She spread her arms wide to welcome her friend.

او دستانش را تا دور باز کرد تا دوستش را خوشامد بگوید.

توضیح

In this sentence, 'wide' describes how far she opened her arms.

دستور زبان

Used as an adverb to describe extent.

توضیح

در این جمله، 'تا دور' توصیف می‌کند که او دستانش را چقدر باز کرد.

دستور زبان

به عنوان قید برای توصیف وسعت استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

The river flowed wide and majestic through the valley.

رودخانه به طور وسیع و باشکوهی از دره عبور کرد.

توضیح

Here, 'wide' describes the expanse of the river.

دستور زبان

Adverb modifying 'flowed'.

توضیح

در اینجا، 'وسیع' وسعت رودخانه را توصیف می‌کند.

دستور زبان

قید که فعل 'عبور کرد' را توصیف می‌کند.

3Sentence Construction · advanced

He looked far and wide for his lost keys.

او به دور و نزدیک برای کلیدهای گمشده‌اش جستجو کرد.

توضیح

In this construction, 'far and wide' indicates a thorough search.

دستور زبان

Common phrase using 'wide' as an adverb.

توضیح

در این ساختار، 'به دور و نزدیک' به معنای جستجوی جامع است.

دستور زبان

عبارت رایجی که 'تا دور' را به عنوان قید استفاده می‌کند.

جستجوی واژه