اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Wide n.

گسترده

تعریف

That which is wide; wide space; width; extent.

معنی فارسی

آنچه گسترده است ؛

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

The river is wide at this spot.

رودخانه در این نقطه گسترده است.

توضیح

This means that the river has a large width here.

دستور زبان

Used as an adjective to describe size or extent.

توضیح

این به این معنی است که رودخانه در اینجا عرض بزرگی دارد.

دستور زبان

به عنوان صفت برای توصیف اندازه یا وسعت استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

The wide expanse of the desert was mesmerizing.

گستردگی وسیع بیابان گیرا بود.

توضیح

Here, 'wide' describes the vast area of the desert.

دستور زبان

Often used to evoke imagery in writing.

توضیح

در اینجا، 'گسترده' به مساحت وسیع بیابان اشاره دارد.

دستور زبان

معمولا برای ایجاد تصاویر در نوشتار استفاده می‌شود.

3Sentence Construction · easy

Make sure to leave enough wide space for parking.

اطمینان حاصل کنید که فضای کافی و گسترده برای پارک کردن بگذارید.

توضیح

This instructs someone to create a large area for parking.

دستور زبان

In this context, 'wide' modifies 'space' to indicate size.

توضیح

این به کسی می‌گوید که یک منطقه بزرگ برای پارک کردن ایجاد کند.

دستور زبان

در این زمینه، 'گسترده' به 'فضا' اشاره می‌کند تا اندازه را نشان دهد.

جستجوی واژه