اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Wide-awake a.

ابدا

تعریف

Fully awake; not drowsy or dull; hence, knowing; keen; alert.

معنی فارسی

کاملاً بیدار

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

I feel wide awake after my morning coffee.

بعد از قهوه صبحگاهی کاملاً بیدارم.

توضیح

This sentence shows that coffee can help you feel alert and awake.

دستور زبان

Used as an adjective to describe a state of being.

توضیح

این جمله نشان می‌دهد که قهوه می‌تواند به شما کمک کند تا بیدار و هوشیار باشید.

دستور زبان

به‌عنوان صفت برای توصیف حالت بیداری استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

In the novel, the protagonist was wide awake during the storm.

در رمان، شخصیت اول در طول طوفان کاملاً بیدار بود.

توضیح

This illustrates a character's alertness in a tense situation.

دستور زبان

Often used to heighten emotional tension in literature.

توضیح

این نشان‌دهنده هوشیاری یک شخصیت در یک موقعیت تنش‌زا است.

دستور زبان

معمولاً برای افزایش تنش عاطفی در ادبیات به‌کار می‌رود.

3Sentence Construction · advanced

After the meeting, I was wide awake and ready to work.

بعد از جلسه، کاملاً بیدار و آماده کار بودم.

توضیح

This shows how being awake can affect your readiness to engage.

دستور زبان

Can be combined with adverbs to emphasize the degree of alertness.

توضیح

این نشان می‌دهد که بیدار بودن چگونه می‌تواند بر آمادگی شما تأثیر بگذارد.

دستور زبان

می‌تواند با قیدها ترکیب شود تا درجهٔ هوشیاری را تأکید کند.

جستجوی واژه