اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Widen v. t.

گسترده کردن

تعریف

To make wide or wider; to extend in breadth; to increase the width of; as, to widen a field; to widen a breach; to widen a stocking.

معنی فارسی

برای ساختن گسترده یا گسترده تر ؛

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

He decided to widen the path in the garden.

او تصمیم گرفت که مسیر را در باغ گسترش دهد.

توضیح

The sentence shows a practical use of 'widen' in everyday activities.

دستور زبان

'Widen' is a transitive verb, meaning it requires an object.

توضیح

این جمله کاربرد عملی 'گسترش دادن' را در فعالیت‌های روزمره نشان می‌دهد.

دستور زبان

'گسترش دادن' یک فعل مختص است، به این معنا که نیاز به مفعول دارد.

2Literature & Fiction · medium

In the story, the river began to widen as the rains fell.

در داستان، رودخانه به محض بارش باران شروع به گسترش کرد.

توضیح

Here, 'widen' enhances imagery in a literary context.

دستور زبان

'Widen' can be used in various tenses to describe actions.

توضیح

در اینجا، 'گسترش دادن' تصویرسازی را در یک زمینه ادبی تقویت می‌کند.

دستور زبان

'گسترش دادن' می‌تواند در زمان‌های مختلف برای توصیف اعمال استفاده شود.

3Sentence Construction · advanced

To improve accessibility, we need to widen the doorways.

برای بهبود دسترسی، باید درها را گسترش دهیم.

توضیح

'Widen' here is used in a constructive sentence about making spaces better.

دستور زبان

Use 'to widen' followed by the object you want to make wider.

توضیح

'گسترش دادن' در اینجا در یک جمله سازنده درباره بهبود فضاها استفاده شده است.

دستور زبان

از 'گسترش دادن' به همراه مفعولی که می‌خواهید آن را وسیع‌تر کنید، استفاده کنید.

جستجوی واژه