اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Wideness n.

وسعت

تعریف

The quality or state of being wide; breadth; width; great extent from side to side; as, the wideness of a room.

معنی فارسی

کیفیت یا وضعیت گسترده بودن ؛

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

The wideness of the river makes it a beautiful sight.

گستردگی رودخانه، آن را به منظره‌ای زیبا تبدیل می‌کند.

توضیح

Here, 'wideness' refers to how wide the river is, which adds to its beauty.

دستور زبان

'Wideness' is a noun derived from the adjective 'wide'.

توضیح

در اینجا، 'گستردگی' به عرض رودخانه اشاره دارد که به زیبایی آن افزوده است.

دستور زبان

'گستردگی' اسم است که از صفت 'گسترده' گرفته شده است.

2Literature & Fiction · medium

The poet described the wideness of the sky in vivid detail.

شاعر گستردگی آسمان را با جزئیات زنده توصیف کرد.

توضیح

In literature, 'wideness' can be used to convey vastness and beauty, like in the sky.

دستور زبان

In literary contexts, 'wideness' can enhance imagery.

توضیح

در ادبیات، 'گستردگی' می‌تواند برای انتقال وسعت و زیبایی، مانند آسمان، استفاده شود.

دستور زبان

در زمینه‌های ادبی، 'گستردگی' می‌تواند تصویرسازی را تقویت کند.

3Sentence Construction · advanced

You should measure the wideness of the table before buying a tablecloth.

شما باید گستردگی میز را قبل از خرید زیب‌پوش اندازه بگیرید.

توضیح

This sentence uses 'wideness' to indicate the need for measurement.

دستور زبان

Use 'wideness' when discussing dimensions in a descriptive way.

توضیح

این جمله از 'گستردگی' برای بیان نیاز به اندازه‌گیری استفاده می‌کند.

دستور زبان

از 'گستردگی' هنگام بحث درباره ابعاد به طور توصیفی استفاده کنید.

جستجوی واژه