1Daily Usage · easy
She searched widewhere for her missing keys.
او به طور گسترده ای به دنبال کلیدهای گمشده اش بود.
توضیح
This means she looked in many places for her keys.
دستور زبان
Used to describe a broad area of search or inquiry.
توضیح
این به این معنی است که او در جاهای زیادی به دنبال کلیدهایش گشت.
دستور زبان
برای توصیف یک ناحیه وسیع از جستجو یا تحقیق استفاده میشود.
2Literature & Fiction · medium
The news spread widewhere, reaching even the most isolated villages.
خبر به طور گستردهای منتشر شد و حتی به دورترین روستاها رسید.
توضیح
This indicates that the news was known far and wide.
دستور زبان
Often used in narratives to emphasize vastness.
توضیح
این نشان میدهد که خبر به طور گستردهای شناخته شده بود.
دستور زبان
اغلب در داستانها برای تأکید بر وسعت استفاده میشود.
3Sentence Construction · medium
They collaborated with experts widewhere to improve the project.
آنها به طور گسترده با متخصصان همکاری کردند تا پروژه را بهبود بخشند.
توضیح
This implies collaboration with many experts from various places.
دستور زبان
Can be combined with verbs to indicate extensive involvement.
توضیح
این به این معناست که آنها با بسیاری از متخصصان از مکانهای مختلف همکاری کردند.
دستور زبان
میتواند با افعال ترکیب شود تا مشارکت گسترده را نشان دهد.