اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Bodement n.

بدنه

تعریف

An omen; a prognostic.

معنی فارسی

یک امن ؛

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · medium

She took it as a bodement of good fortune.

او این را به عنوان یک امن از شانس خوب گرفت.

توضیح

In everyday situations, a bodement can refer to a sign that something positive is going to happen.

دستور زبان

The word is a noun and is used to indicate a specific kind of omen.

توضیح

در شرایط روزمره، یک امن می‌تواند به نشانه‌ای اشاره کند که چیزی مثبت قرار است اتفاق بیفتد.

دستور زبان

این کلمه اسم است و برای اشاره به نوع خاصی از امن استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · advanced

The dark clouds were a bodement of the coming storm.

ابرهای تیره یک امن از طوفان در پیش بودند.

توضیح

In literature, a bodement often foreshadows future events within the story.

دستور زبان

Used as a noun, it often conveys deeper meanings in literary contexts.

توضیح

در ادبیات، یک امن معمولاً پیش‌درآمدی برای رویدادهای آینده در داستان است.

دستور زبان

به عنوان یک اسم، معمولاً معانی عمیق‌تری را در متن‌های ادبی منتقل می‌کند.

3Sentence Construction · medium

A sudden chill was a bodement of trouble ahead.

یک سردی ناگهانی یک امن از مشکلات پیش رو بود.

توضیح

When constructing sentences, a bodement can describe feelings or sensations that hint at future issues.

دستور زبان

This noun can be used in various types of sentences to enhance meaning.

توضیح

هنگام ساختن جملات، یک امن می‌تواند احساسات یا حسی را توصیف کند که به مشکلات آینده اشاره دارد.

دستور زبان

این اسم می‌تواند در انواع جملات برای تقویت معنی استفاده شود.

جستجوی واژه