اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Bodice n.

بدنه

تعریف

A kind of under waist stiffened with whalebone, etc., worn esp. by women; a corset; stays.

معنی فارسی

نوعی زیر کمر سفت و سخت با نهنگ و غیره ، پوشیده شده است

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

She adjusted her bodice before going to the party.

او قبل از رفتن به مهمانی، زیر کمرش را تنظیم کرد.

توضیح

A bodice is the part of a dress that covers the upper body.

دستور زبان

Noun, refers to a specific clothing item.

توضیح

زیر کمر قسمتی از لباس است که بالاتنه را می‌پوشاند.

دستور زبان

اسم، به یک نوع خاص از پوشاک اشاره دارد.

2Literature & Fiction · medium

In the story, the heroine wore a beautiful gown with a fitted bodice.

در داستان، قهرمان لباس زیبایی با زیر کمر فیت پوشیده بود.

توضیح

In this context, the bodice enhances the character's appearance.

دستور زبان

Noun, often used in descriptions of clothing.

توضیح

در اینجا، زیر کمر ظاهر شخصیت را زیباتر می‌کند.

دستور زبان

اسم، معمولاً در توصیف پوشاک استفاده می‌شود.

3Sentence Construction · advanced

Her bodice was intricately designed, showcasing delicate lace.

زیر کمر او به طرز پیچیده‌ای طراحی شده بود و دانتل ظریفی را به نمایش گذاشته بود.

توضیح

This sentence describes the bodice's design and material quality.

دستور زبان

Noun, can be used attributively with adjectives.

توضیح

این جمله طراحی و کیفیت مواد زیر کمر را توصیف می‌کند.

دستور زبان

اسم، می‌تواند با صفات به‌صورت توصیفی استفاده شود.

جستجوی واژه