اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Bodies pl.

بدنه

تعریف

of Body

معنی فارسی

از بدن

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

She works out to keep her bodies fit.

او ورزش می کند تا بدنسازش را در فرم نگه دارد.

توضیح

In this context, 'bodies' refers to the physical forms of people.

دستور زبان

'Bodies' is the plural form of 'body'.

توضیح

در این زمینه، 'بدن‌ها' به اشکال فیزیکی افراد اشاره دارد.

دستور زبان

'بدن‌ها' شکل جمع 'بدن' است.

2Literature & Fiction · medium

The story explores the connection between souls and bodies.

داستان ارتباط بین روح‌ها و بدن‌ها را بررسی می‌کند.

توضیح

Here, 'bodies' symbolizes the physical presence of characters.

دستور زبان

'Bodies' can be used in both literal and metaphorical contexts.

توضیح

در اینجا، 'بدن‌ها' نماد حضور فیزیکی شخصیت‌ها است.

دستور زبان

'بدن‌ها' می‌تواند در زمینه‌های ادبی و معنایی مختلف استفاده شود.

3Sentence Construction · advanced

Many bodies were found at the archaeological site.

بدن‌های زیادی در محل باستان‌شناسی پیدا شدند.

توضیح

This sentence uses 'bodies' to refer to physical remains discovered during a dig.

دستور زبان

When discussing remains, 'bodies' is commonly used to refer to multiple instances.

توضیح

این جمله از 'بدن‌ها' برای اشاره به بقایای فیزیکی کشف شده در حین کاوش استفاده می‌کند.

دستور زبان

هنگام بحث درباره بقایا، 'بدن‌ها' به طور معمول برای اشاره به چند مورد استفاده می‌شود.

جستجوی واژه