اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Body n.

بدنه

تعریف

A person; a human being; -- frequently in composition; as, anybody, nobody.

معنی فارسی

یک شخص ؛

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

Is anybody home?

آیا کسی در خانه هست؟

توضیح

This question is asking if there is a person present at the location.

دستور زبان

Used to refer to any person in a general sense.

توضیح

این سوال می‌پرسد که آیا شخصی در این مکان وجود دارد.

دستور زبان

برای اشاره به هر شخصی به طور عمومی استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

In the story, the body of the protagonist was never found.

در داستان، بدن قهرمان هرگز پیدا نشد.

توضیح

Here, 'body' refers to the physical form of the main character.

دستور زبان

Often used to refer to a person's physical presence.

توضیح

در اینجا، 'بدن' به فرم فیزیکی شخصیت اصلی اشاره دارد.

دستور زبان

به طور معمول برای اشاره به وجود فیزیکی یک شخص استفاده می‌شود.

3Sentence Construction · medium

Nobody knows the answer to that question.

هیچ‌کس پاسخ آن سوال را نمی‌داند.

توضیح

In this sentence, 'nobody' is used to indicate that no person knows the answer.

دستور زبان

Combines 'no' and 'body' to convey absence of persons.

توضیح

در این جمله، 'هیچ‌کس' برای اشاره به اینکه هیچ شخصی پاسخ را نمی‌داند، استفاده می‌شود.

دستور زبان

ترکیب 'هیچ' و 'کس' برای بیان عدم وجود افراد است.

جستجوی واژه