1Daily Usage · easy
He is bodying up for the winter by eating more.
او برای زمستان با خوردن بیشتر از بدنش میسازد.
توضیح
In this context, 'bodying up' means to gain weight or build muscle.
دستور زبان
This is a present participle form of 'body', used to describe the action.
توضیح
در اینجا، 'از بدن ساختن' به معنای اضافه کردن وزن یا ساختن عضله است.
دستور زبان
این شکل مصدر فعلی 'بدن' است که برای توصیف عمل استفاده میشود.
2Literature & Fiction · medium
The poet described the bodying of nature during spring.
شاعر از بدننما شدن طبیعت در بهار سخن گفت.
توضیح
'Bodying' here expresses the full and vibrant form that nature takes in spring.
دستور زبان
Used as a gerund to depict a concept or process.
توضیح
'بدننما شدن' در اینجا به شکل کامل و پرانرژی که طبیعت در بهار به خود میگیرد اشاره دارد.
دستور زبان
به عنوان یک مصدر به منظور توصیف یک مفهوم یا فرایند استفاده میشود.
3Sentence Construction · medium
Bodying extra layers can be important for athletes in cold climates.
بدنساختن لایههای اضافی میتواند برای ورزشکاران در مناطق سرد مهم باشد.
توضیح
'Bodying' indicates the act of physically preparing the body for specific conditions.
دستور زبان
Often used in informal contexts or sports discussions.
توضیح
'بدنساختن' به عمل آمادهسازی فیزیکی بدن برای شرایط خاص اشاره دارد.
دستور زبان
معمولاً در زمینههای غیررسمی یا بحثهای ورزشی استفاده میشود.