اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Close n.

نزدیک

تعریف

To stop, or fill up, as an opening; to shut; as, to close the eyes; to close a door.

معنی فارسی

متوقف کردن یا پر کردن ، به عنوان یک دهانه ؛

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

Please close the window before it rains.

لطفاً پنجره را قبل از باران ببندید.

توضیح

Here, 'close' means to shut the window to prevent rain from coming in.

دستور زبان

Used as a verb in this context.

توضیح

'بندیدن' به معنای بستن پنجره است تا باران به داخل نیاید.

دستور زبان

در این زمینه به عنوان فعل استفاده شده است.

2Literature & Fiction · medium

The story ended with a close discussion on the main themes.

داستان با بحثی نزدیک دربارهٔ مضامین اصلی به پایان رسید.

توضیح

In this case, 'close' means a thorough and detailed examination.

دستور زبان

Used as an adjective describing the type of discussion.

توضیح

در این حالت، 'نزدیک' به معنای بررسی دقیق و جزئی است.

دستور زبان

به عنوان صفتی برای توصیف نوع بحث استفاده شده است.

3Sentence Construction · easy

He will close the door after he leaves.

او بعد از رفتن در را می‌بندد.

توضیح

This sentence indicates an action that will happen at a specific time in the future.

دستور زبان

Future tense used with the verb 'will'.

توضیح

این جمله نشان‌دهندهٔ عملی است که در زمان خاصی در آینده اتفاق خواهد افتاد.

دستور زبان

زمان آینده با فعل 'خواهد' استفاده شده است.

جستجوی واژه