اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Close n.

نزدیک

تعریف

To bring to an end or period; to conclude; to complete; to finish; to end; to consummate; as, to close a bargain; to close a course of instruction.

معنی فارسی

به پایان یا دوره ؛

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

Please close the door when you leave.

لطفا در را وقتی می‌روید ببندید.

توضیح

In this context, 'close' means to shut something, like a door.

دستور زبان

The verb 'close' can be used in both transitive and intransitive forms.

توضیح

در این زمینه، 'ببندید' به معنای بسته شدن چیزی، مانند در است.

دستور زبان

فعل 'بستن' هم به صورت متعدی و هم به صورت غیرمتعدی قابل استفاده است.

2Literature & Fiction · medium

The novel nicely closes with a twist ending.

رمان با پایانی غافلگیرکننده به خوبی به پایان می‌رسد.

توضیح

'Close' here means to conclude a story or narrative effectively.

دستور زبان

Often used in literary contexts, 'close' can refer to how a story ends.

توضیح

اینجا 'به پایان رسیدن' به معنای نتیجه‌گیری موثر از داستان یا روایت است.

دستور زبان

اغلب در متون ادبی، 'به پایان رسیدن' می‌تواند به نحوه اتمام یک داستان اشاره کند.

3Sentence Construction · medium

He decided to close his presentation with a summary.

او تصمیم گرفت ارائه‌اش را با یک خلاصه به پایان برساند.

توضیح

'Close' in this sentence indicates finishing or ending something formally.

دستور زبان

The word is often used in formal contexts to indicate completion.

توضیح

'به پایان رساندن' در این جمله به معنای اتمام یا پایان دادن به چیزی به طور رسمی است.

دستور زبان

این کلمه اغلب در زمینه‌های رسمی برای نشان دادن اتمام استفاده می‌شود.

جستجوی واژه