اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Close v. i.

نزدیک

تعریف

To come together; to unite or coalesce, as the parts of a wound, or parts separated.

معنی فارسی

برای جمع شدن

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

Please close the door quietly.

لطفاً در را آرام ببندید.

توضیح

This means to shut the door so that it does not remain open.

دستور زبان

The verb 'close' is used to indicate action.

توضیح

یعنی در را طوری ببندید که باز نماند.

دستور زبان

فعل 'ببند' برای بیان عمل استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

Their eyes closed with the weight of the story.

چشم‌هایشان از بار داستان بسته شد.

توضیح

Here, 'closed' refers to shutting the eyes, often due to fatigue or emotion.

دستور زبان

In literature, 'closed' can convey deeper meanings.

توضیح

در اینجا، 'بسته' به معنی بستن چشم‌ها است، معمولاً به دلیل خستگی یا احساس.

دستور زبان

در ادبیات، 'بسته' می‌تواند معانی عمیق‌تری را منتقل کند.

3Sentence Construction · medium

When I close my eyes, I see memories.

وقتی چشم‌هایم را می‌بندم، خاطرات را می‌بینم.

توضیح

'Close my eyes' is a common expression used to describe the action of shutting one’s eyes.

دستور زبان

This structure uses 'close' in a reflexive way.

توضیح

'بستن چشم‌هایم' یک عبارت رایج است که عمل بستن چشم‌ها را توصیف می‌کند.

دستور زبان

این ساختار از 'بسته' به صورت بازخوردی استفاده می‌کند.

جستجوی واژه