اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Close v. i.

نزدیک

تعریف

To end, terminate, or come to a period; as, the debate closed at six o'clock.

معنی فارسی

برای پایان دادن ، خاتمه یا رسیدن به یک دوره.

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

Please close the door when you leave.

لطفاً در را وقتی می‌روی ببند.

توضیح

This sentence shows how to use 'close' to indicate shutting something.

دستور زبان

'Close' is used as an intransitive verb here.

توضیح

این جمله نشان می‌دهد که چگونه از 'بستن' برای بیان بستن چیزی استفاده کنیم.

دستور زبان

'بستن' در اینجا به عنوان یک فعل غیر لازم استفاده شده است.

2Literature & Fiction · medium

The novel closed with a surprising twist.

رمان با یک چرخش شگفت‌انگیز به پایان رسید.

توضیح

This example demonstrates 'close' in the context of concluding a story.

دستور زبان

'Close' can be used to describe the ending of narratives.

توضیح

این مثال 'بستن' را در زمینه نتیجه‌گیری یک داستان نشان می‌دهد.

دستور زبان

'بستن' می‌تواند برای توصیف پایان روایت‌ها استفاده شود.

3Sentence Construction · advanced

We need to close out the discussion before the meeting ends.

ما باید قبل از پایان جلسه بحث را خاتمه دهیم.

توضیح

Here, 'close out' means to finish or conclude something.

دستور زبان

The phrase 'close out' is a phrasal verb.

توضیح

در اینجا، 'خاتمه دادن' به معنای تمام کردن یا به نتیجه رسیدن چیزی است.

دستور زبان

عبارت 'خاتمه دادن' یک فعل ترکیبی است.

جستجوی واژه