1Daily Usage · easy
They had to close when the storm hit.
آنها مجبور شدند به چنگ بزنند وقتی طوفان رسید.
توضیح
In this context, 'close' refers to having to deal with a difficult situation.
دستور زبان
'Close' is an intransitive verb and does not require a direct object.
توضیح
در این متن، 'به چنگ زدن' به معنای برخورد با یک وضعیت دشوار است.
دستور زبان
'به چنگ زدن' یک فعل لازم است و نیازی به مفعول مستقیم ندارد.
2Literature & Fiction · medium
The hero had to close with the monster to save the village.
قهرمان مجبور بود به چنگ بزند با هیولا تا روستا را نجات دهد.
توضیح
Here, 'close' means to confront or engage in a fight with someone or something.
دستور زبان
'Close' can convey a sense of intimacy in a struggle.
توضیح
در اینجا، 'به چنگ زدن' به معنای رو در رو شدن یا درگیر شدن با کسی یا چیزی است.
دستور زبان
'به چنگ زدن' میتواند حس نزدیکی را در یک مبارزه منتقل کند.
3Sentence Construction · advanced
To win the match, you must close with your opponent effectively.
برای پیروزی در مسابقه، باید به چنگ زدن با حریف به خوبی بپردازی.
توضیح
This sentence illustrates how to engage directly with someone in a competitive context.
دستور زبان
Use 'close' to emphasize the action of engaging closely.
توضیح
این جمله نحوه درگیر شدن مستقیم با کسی در یک زمینه رقابتی را نشان میدهد.
دستور زبان
'به چنگ زدن' را برای تأکید بر عمل درگیر شدن نزدیک استفاده کنید.