اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Close n.

نزدیک

تعریف

The conclusion of a strain of music; cadence.

معنی فارسی

نتیجه گیری از فشار موسیقی ؛

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

The close of the concert was mesmerizing.

پایان کنسرت شگفت‌انگیز بود.

توضیح

This sentence shows how 'close' refers to the ending of something musical, like a concert.

دستور زبان

'Close' is a noun in this context and refers to an ending.

توضیح

این جمله نشان می‌دهد که «پایان» به معنای پایان چیزی موسیقایی، مانند کنسرت است.

دستور زبان

در این زمینه، «پایان» اسم است و به یک پایان اشاره دارد.

2Literature & Fiction · medium

The close of the poem left a lasting impression.

پایان شعر تاثیری ماندگار گذاشت.

توضیح

Here, 'close' indicates the conclusion of the poem, often carrying emotional weight.

دستور زبان

'Close' functions as a noun, denoting the ending in literary contexts.

توضیح

در اینجا، «پایان» به پایان شعر اشاره دارد که معمولاً بار عاطفی دارد.

دستور زبان

در اینجا، «پایان» به عنوان اسم عمل می‌کند و به پایان در زمینه‌های ادبی اشاره دارد.

3Sentence Construction · advanced

After the close of the piece, the audience erupted in applause.

پس از پایان قطعه، تماشاگران به تشویق پرداختند.

توضیح

'Close' here indicates the end of a musical piece, showcasing audience reaction.

دستور زبان

In this sentence, 'close' is again a noun referring to an ending.

توضیح

در اینجا، «پایان» به پایان یک قطعه موسیقی اشاره دارد و واکنش تماشاگران را نشان می‌دهد.

دستور زبان

در این جمله، «پایان» دوباره به عنوان اسم به یک پایان اشاره دارد.

جستجوی واژه