اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Close v. t.

نزدیک

تعریف

An inclosed place; especially, a small field or piece of land surrounded by a wall, hedge, or fence of any kind; -- specifically, the precinct of a cathedral or abbey.

معنی فارسی

یک مکان موجود ؛

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

Please close the door when you leave.

لطفا در را وقتی می‌روی ببند.

توضیح

This sentence shows how to use 'close' when referring to shutting something.

دستور زبان

In this context, 'close' is a transitive verb, meaning it requires an object.

توضیح

این جمله نشان می‌دهد که چگونه می‌توان از 'ببند' در مورد بستن چیزی استفاده کرد.

دستور زبان

در این زمینه، 'ببند' یک فعل متعدی است که نیاز به یک مفعول دارد.

2Literature & Fiction · medium

The garden was close to the castle, hidden behind tall hedges.

باغ نزدیک قلعه بود و پشت بوته‌های بلند پنهان شده بود.

توضیح

Here, 'close' describes the proximity of the garden to the castle.

دستور زبان

In this usage, 'close' functions as an adjective describing location.

توضیح

در اینجا، 'نزدیک' نزدیکی باغ به قلعه را توصیف می‌کند.

دستور زبان

در این کاربرد، 'نزدیک' به عنوان صفتی برای توصیف مکان عمل می‌کند.

3Sentence Construction · easy

You should close your books after study time.

شما باید بعد از زمان مطالعه، کتاب‌هایتان را ببندید.

توضیح

This sentence uses 'close' to indicate that you should shut your books.

دستور زبان

Here, 'close' is an action that can be performed on books.

توضیح

این جمله از 'ببند' استفاده می‌کند تا نشان دهد که باید کتاب‌هایتان را ببندید.

دستور زبان

در اینجا، 'ببند' عملی است که می‌توان بر روی کتاب‌ها انجام داد.

جستجوی واژه